محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4069
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عبد الله بن ابو عبد الله با گروهى از سر دستگان و وابستگان فرود آمد تركان به كسانى كه عبد الله در آنجا فرودشان آورده بود حمله بردند و آنها را بكشتند و اسبان مسلم را گرفتند ، مسيب بن بشر رياحى كشته شد . براء نيز كشته شد وى از سواران مهلب بوده بود . برادر غوزك نيز كشته . مسلمانان به هيجان آمدند و تركان را از اردوگاه بيرون راندند . گويد : مسلم پرچم را به عامر بن مالك حمانى سپرد و كسان را حركت داد كه چهار روز راه پيمودند و تركان در اطراف آنها بودند ، چون شب نهم در رسيد مىخواست فرود آيد ، با كسان مشورت كرد ، رأى دادند كه فرود آيد گفتند : چون صبح شد نزديك آب مىرويم كه آب از ما چندان دور نيست كه اگر در مرغزار فرود آيى كسان در باغها پراكنده شوند و اردوگاهت به غارت رود . گويد : مسلم به سورة بن حر گفت : « اى ابو العلا رأى تو چيست ؟ » گفت : « راى من همان راى كسان است » و فرود آمدند . گويد : در اردوگاه خيمه نزدند و كسان ظروف و كالاى سنگين را سوختند به ارزش يك هزار هزار . وقتى صبح در آمد ، حركت كرد ، نزديك آب رفتند ، و ديدند كه مردم فرغانه و چاچ اين سوى نهر جاى گرفتهاند . مسلم بن سعيد گفت : « هر كدامتان را قسم مىدهم كه شمشير خويش را برهنه كند » چنين كردند و دنيا همه شمشير شد ، كه آب را رها كردند و عبور كردند . مسلم نه روز بعد عبور كرد و خاقان از پى آنها بيامد . گويد : حميد بن عبد الله كه سالار عقبداران بود كس پيش مسلم فرستاد كه دويست كس از تركان پشت سر منند ، ساعتى بمان تا با آنها نبرد كنيم . وى زخم بسيار داشت . كسان بماندند و او به طرف تركان رفت و از مردم سغد اسير گرفت ، با سالارشان و سالار تركان ، همگى هفت كس ، و باقيمانده برفتند . حميد نيز روان شد . اما تيرى به ران وى خورد كه بمرد .